بعد از اینکه کلی آهنگ های مختلف براش گذاشتم تا بالاخره یکیش به مذاقش خوش اومده، لم میده روی تخت، عروسکش رو میگیره بغلش، کمی فکر میکنه و میگه : مامان تو برو ظرف بشور!
منو بگو فکر میکردم تا نوجوانیش وقت دارم پیشش باشم!