اولین قدمهایش را چند روز بعد از اربعین برداشت. اما نمیدانم ترسید یا چه که تا همین دیروز به جز چند قدم آن هم وقتی که حواسش نبود، راه نمی رفت. پریشب رفتیم به یک مهمانی تولد. آنجا پسرک دوستم که دوماه از یوسف کوچکتر است راه می رفت. حالا از دیروز یوسف راه میرود. تمام طول خونه ی مستطیل شکلمان را بدون خطا با قدم های جوجه اردکی اش طی می کند و بعد که به یک تکیه گاه میرسد به ما نگاه می کند تا مراتب تشویق و تشکرمان! را اعلام کنیم. خیل دوست دارم بدانم واقعا دیدن آن پسرک در آن مهمانی موثر بود  در این راه رفتن یا فقط یک پیشرفت مرحله به مرحله بوده که مراحل پایانی اش جهشی طی شده؟!