پریروز شانزده ماهه شدی یوسفک

دوسال پیش این وقت ها تو داشتی درونم رشد می کردی و من هنوز نمیدونستم وجود داری. چه قدر خوشحالم که هستی و سالمی و خندون. چه قدر شاکرم که خدا منو لایق دونست برای داشتنت.

برای ثبت در تاریخ دوست دارم ویژگی های این روزهات رو بنویسم:

صبح ها حدود ساعت 8 بیدار میشی و شب ها معمولا ساعت 10 بیهوش میشی. البته از بعد از یک سالگی وابستگیت به شیرخوردن زیاد شده و شب ها یا با شیر خوردن میخوابی یا روی پای بابا. اهل لالایی  شنیدن و قصه شنیدن نیستی. البته آهنگ ها رو دوس داری. حتی از روی پا خوابیدن هم خوشت نمیاد. اما دیگه گاهی مجبوری تحمل کنی!

برخلاف پسرهای دور و برمون خیلی اهل توپ  نیستی اما ماشین رو دوس داری. مخصوصا اگر آهنگ داشته باشه.

به شدت از ستاره تقلید میکنی و روز به روز هم بیشتر دوست داری باهاش بازی کنی. اما اون هنوز تو رو به رسمیت نمیشناسه خیلی. اگر حوصله داشته باشه باهام دنبال بازی می کنید و کلی می خندین. صدای خنده هاتون که توی خونه می یچه می شم خوشبخت ترین آدم دنیا!

کشیک میدی تا حواسش نیس میای اسباب بازی یا هرچیز دیگه اش را کش میری و بدو بدو در میری. از اون جیغ و از تو فرار. از منم خنده تو دلم و قاضی شدن بین شما دوتا. البته گاهی هم خسته میشم از این یکی بدو ها.

وقتی بهت میگم اسباب بازی ش رو بدی  معمولا میدی و بعد برای خودت دست می زنی! البته اولا خودم دست میزدم تا تشویق بشی اما حالا حتی اگر یادم بره خودت برای خودت دست میزنی.

دست بزن داری ناجور. البته می دونم که اقتضای سنته. اما دستت محکمه و درد آور. مثلا توی بغل منی و خاله میگه بیا بغلم. واکنشت زدن منه! هی اون میگه بیا بغلم و هی تو منو می زنی!

بیرون رفتن باهات سخته. چون همه اش میخوای راه بری و دوست نداری برات مسیر نعیین کنیم. البته تازگیا حاضر میشی دستم رو بگیری. گاهی خسته میشم از دنبالت اومدن و مجبور میشم برخلاف میلم بغلت کنم. بغل رفتن همانا و پایین نیومدن همانا! خلاصه که همین چیزلا باعث شده بیرون رفتنمون کم بشه.

تو هم داری مثل خواهرت بابایی میشی. خیلی خوشحالم که دوتا تون اینقدر بابایی رو دوست دارین. البته حق هم دارین چون خیلی هواتون رو داره.

خورد و خوراکت ماشالله خیلی خوبه و همه چی می خوری تقریبا. جالبه که بستنی و ماکارونی خیلی دوست نداری. برخلاف بیشتر بچه ها از جمله خواهرکت.

تازگیا من و بابابی رو صدا می کنی. امیدوارم تا ماهگرد بعدیت حسابی زبون باز کرده باشی.

بقیه ی خصوصیاتت رو میذارم برای ماهگرد بعدی ان شا الله

دوستت دارم پسرک خندان و بلاماچ