شال گردن

از در طالقانی وارد می شم. از میون مسجد رد می شم و به پارک می رسم. خاطره ها هجوم آوردن. خاطرات این قسمت همه دو نفره بودن. حوض خالیه. هنوز پله های روبه روی فنی رو درست نکردند. از کپه ی خاک بالا میرم و دانشکده فنی جلو چشمم نمودار میشه.

از اینجا به بعد دیگه خاطره ها دو نفره نیستند. در یه لحظه تمام خاظره های سال اول دانشگاه از جلو جشمم عبور می کنن.

فاطمه، بنفشه، نفیسه و بقیه....

جلو در چمران کارت رو از کیفم در میارم و تحویل می دم. سه چارتا پوشه ولوح و سررسید و تقویم و یه فیلم سینمایی! و البته یه کتاب که توش عکس تمام فارغ التحصیلای اون سال هست. یاد جلسه ی آشنایی با رشته ها می افتم که با سارا اومدیم. اون موقع اصلا فکر نمیکردم که قراره اینجا قبول شم.

دم در یکی میگه شالم رو بندازم. خیلی شلوغه. احساس می کنم چه قدر آدما شور و شوق دارن.

دلم میگیره که اینقدر تنهام. همه سال قبل و سال قبل ترش تو این جشن شرکت کردن. من دلم خوش بود که حداقل علی هست تو جشن. اما.....

میشینم روی صندلی و یادگاری ها رو بررسی می کنم. کتاب فارغ التحصیلی رو باز می کنم و می گردم دنبال اسم ها و عکس های آشنا.

برنامه شروع میشه. قران. سرود ملی. احساس کردم صد ساله سرود ملی رو نشنیدم. جالبه ها!

دکتر نیلی سخنرانیشو شروع می کنه. یادم میفته به جلسه آشنایی که هی می گفتن ما از شریف بهتریم و از علم وصنعت قدیمی تر!

دکتر نیلی میگه طبق آخرین رده بندی جهانی ما از همه ی دانشگاه های فنی بالاتریم. حتی از چندتا دانشگاهی که بچه ها میخوان اپلای کنن که من از بین اونا فقط کنکوردیا رو شنیده بودم.

بعدش مهمان ویژه که فارغ التحصیل سال ۴۶ عمران بوده میاد سخنرانی کنه.

از موضوع سخنرانی خوشم نمیاد و از جلسه میام بیرون.تنهایی بیشتر از این حسش نیست. باید برگردم به دنیای واقعی . راه می افتم به سمت شرکت.

کاش منم بتونم ۴٠ سال دیگه مهمان ویژه ی جشن فارغ التحصیلی دانشکده فنی باشم!

/ 13 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دن کیشوت

من از اینکه ژست بذاری خیلی خوشحال می‌شم ، از اینکه دست به نوشتن پیدا کنی مثل قدیما بشینی و بنویسی، می‌دونم سخته چون دیگه وقتش رو نداری اما جدای از این حرف‌ها آرزویی بیش نیز نیست.

خودم!

عزیزجان پست نه ژست!!![چشمک]

الهام

تبریک میگم مهندس......[لبخند]

زهرا

سرانجام پس از مدت ها کنکاش موفق به یافتن این وبلاگ شدیم! چطوری دوست جونم؟ پیشاپیش عیدت مبارک! بابا انگار جمعتون هم جمع شده... (الان سه نفر هستین؟) به بقیه هم سلام مخصوص برسون [چشمک]

ع1

میشی میهمان ویژه ایشالا...عیدت مبارک فاطمه جونی...

حوا م

سلام بر فاطمه سادات گل گلاب مطمئن باش همتون که اومدین هم گلچین شده بودین و هم قرار بهتون چیزای خیلی خوبی بدن مخصوصا شما که ساداتی و با هاشون فامیلین دست ما رو هم بگیرین لصفا

عاطفه

نخیرم دانشگاه ما بهتره!! [نیشخند]

ع1

میدونی چند وقته که ننوشتی...؟کجایی فاطمه سادات خانومی...؟

الهام

ع1 راست ميگه ها!! فاطمه گلی آدرس و شماره رو که فراموش کردی!