سلام!

با کمی تاخير عيدتون مبارک!

تنهام!همه رفتن بيرون ...به منم هيچی نگفتن...اينقدر که وقتی ميگن بيا ناز ميکنم تازگيا بهم نميگن و ميرن...اما امروز دلم ميخواست برم باهاشون...امروز آغوش خانواده!!!رو احتياج داشتم!

از ديشب تا حالا چند بار اين صفحه رو باز کردم اما نتونستم بنويسم هی بهش خيره شدم بعد هم بستمش

امروز يه کم تو گذشته قدم زدم!رفتم زير زمين که پر از کتابای درسی قديمی و ورقای ديگه اس و يه سريشو جدا کردم که مامان نابودشون کنه و جا برای کتابای جديد باز شه

شايد جالب ترين چيزی که پيدا کردم دفتر انشای راهنمايي محمد بود و اولين انشا ش هم درباره ی تعطيلات تابستون بود اولين تابستونی بود که ميرفتيم کانون پرورش فکری ..يادش به خير...کانون ار اون جاهايی بود که خودم کشفش کردم و ۴ و۵ سالی باهاش زندگی کردم..

چند تا از داستان های قديميم رو هم پيدا کردم خيلی شاد شدم !

و دفتر انشای دبيرستان و دفتر برنامه ريزی کنکورمو و....

وای من مامانمو ميخوام!چرا نميان پس؟نگران شدم!

کلی کارام مونده!که البته تقريبا همش برنامه ريزی برای ترم جديد و کارای مختلفيه که بايد بکنم...

فک کنم شب يه چيزايی اضافه کنم..الان ديگه چيزی به ذهنم نميرسه!

تا بعد!

/ 24 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ترنم

سلام خب اشکال نداره دلتنگی هم يکی از ويژگی های خاص اشرف مخلوقاته ديگه !

mokhless

روزگار کودکی ... برنگردد ... دريغا ....

زهرا

به ما هم بگو ميخوای چی کارا بکنی...

gipsy

با عرض سلام و درود بر شما و آرزوی موفقيت برای شما. در پناه خداوندگار عشق و لبخند مستدام.

ساره

سلام ! ... هوووووووم ... من دلم نمياد ناز کنم !

fateme

واقعا ادم گيج و احمقی هستی که نفهميدی منظورم از نوشته هام تويی. ميشه خواهش کنم ديکه مزاحم نشی لطفا مردم آزار

دااش کوچيکه

من نميخواستم به اين دوست گرامی چيزی بگم ولی مثل اين که نميذاره ..... من اصلا نميفهمم که منظورش از اين كارا چيه ؟؟؟؟؟؟؟؟... آسمون دلت ابری نباشه ...

منتظر

سلام. تبريک ميگم ... شروع معلمی رو. اميدوارم همونطوری بشه که خودتون گفتين. در پناه حق ...

زهرا

سلام..با تاخير عيدت مبارک!..تاخيرم موجه ديگه چون مسافرت بودم !