برای ثبت در تاریخ

 

اولین قدمهایش را چند روز بعد از اربعین برداشت. اما نمیدانم ترسید یا چه که تا همین دیروز به جز چند قدم آن هم وقتی که حواسش نبود، راه نمی رفت. پریشب رفتیم به یک مهمانی تولد. آنجا پسرک دوستم که دوماه از یوسف کوچکتر است راه می رفت. حالا از دیروز یوسف راه میرود. تمام طول خونه ی مستطیل شکلمان را بدون خطا با قدم های جوجه اردکی اش طی می کند و بعد که به یک تکیه گاه میرسد به ما نگاه می کند تا مراتب تشویق و تشکرمان! را اعلام کنیم. خیل دوست دارم بدانم واقعا دیدن آن پسرک در آن مهمانی موثر بود  در این راه رفتن یا فقط یک پیشرفت مرحله به مرحله بوده که مراحل پایانی اش جهشی طی شده؟!

 

/ 3 نظر / 10 بازدید
جورا

[خنده] خیلی بامزه بود

نجوا

فکر نکنم بشه دلیل اصلی رو یافت ولی اصلا بعید نیست که اثر گذاشته باشه. ناخودآگاه آدمیزاد کارایی میکنه جالب که از صفر زندگی هست و بالقوه و هی بیشتر پر و بال میگیره

الهام

حتما موثر بوده البته چون توان انجامش را داشته اون پسربچه فقط انگیزه شده که این بالقوه را بالفعلش کنه. همینکه منتظر تشویق شماست نشون میده چقدر حواسش یه اطرافیانه و ازشون انرژی میگیره... مبارکه....