چه قدر....

چند سالی شبای قدر رو از دست دادم ...هر سال به یه بهونه...البته تا قبل اونم شب قدر برای من مراسم شب بیست و یکم مدرسه بود که با افطار شروع میشد و بعد جوشن کبیر و قر آن سر گرفتن....

راستش تا سال سوم دانشگاه هم تو این فازا نبودم...البته ناگفته نمونه که مشکل اصلی من رفت و آمد بود..یعنی اگه میخواستم جایی برم بعدش باید دست به دامن مامان یا داداش میشدم که بیان دنبالم و نمیخواستم اذیتشون کنم...اما نمیدونم چی شد که رمضون اون سال تصمیم گرفتم که واسه شب احیا برم مسجد کوی و بعدش هم برم خوابگاه پیش دوستم بخوابم تا صبح...آهان یادم اومد چرا...دلیلش تعریفای علی از آقا امجد بود.

خلاصه اون روز تو دانشگاه دوستم رو ندیدم که بهش بگم..دیگه نا امید شده بودم ..با خدا قرار گذاشتم که اگه دوستم رو دیدم حتما باهاش میرم احیا..و معجزه اتفاق افتاد...اونم با آغوش باز ازم استقبال کرد و منو با خودش برد خوابگاه....

اون شب هم وسط جوشن کبیر خوابم برد و هم قسمت زیادی از سخنرانی رو...اما خب بالاخره اولین شب احیا واقعی من رقم خورد

پارسال با بچه های آزمایشگاه مون رفتم احیا...باحال ترین بچه هایی که تا حالا باهاشون بودم.....هنوزم حال رقیه و ثریا رو یادمه ...بعدشم رفتیم نمازخونه ی خوابگاه اول خوراکی هایی که واسه سحری خریده بودیم رو خوردیم و بعد هم که لالا!!!!

امسال خیلی با سال های قبل فرق داره چون من الحمد لله به یکی از بزرگترین آرزو هام رسیدم و دارم دوران جدیدی رو تو زندگیم تجربه میکنم

این چند ماهه احساس عجیبی دارم...خدا یه درهایی رو به رومون باز کرده  که هم خیلی برام شیرینه و هم خیلی نگران کننده....

به شب قدر امسال خیلی امید دارم وومخصوصا بعد از شنیدن حرفهای آقا قاسمیان...

خدا کنه این فرصت رو از دست ندم.....

امشب شب بزرگیه.....شبی که بهترین بنده ی خدای کعبه رستگار شد ...شبی که فراق عاشق ترین آفریده های خدا تموم شد....شبی که ما پدرمون، پیشوامون،مولامون رو از دست دادیم...

خدایا تو رو به این شب قسمت میدم که کمکم کنی...

میدونی که چی ازت میخوام....

/ 7 نظر / 5 بازدید
شبگرد

بابی انت و امی يا اميرالمومنين

شبگرد

بابی انت و امی يا اميرالمومنين

keleopatra

سلام راستش منم هر سال به یه دلیلی که نمیدونم یکی از شبهای قدر میرم کوی . امسال که دیگه اصلا راه نداشت ولی بعد از مراسم کوچه گردان رفتیم کوی ! نمی دونم شاید قسمته دیگه

آميرزا

سلام فاطمه خانم. امروز همينجوری گفتم ببينم بچه های قديمی الان دارن چيکار ميکنن. خيلی خوشحالم که دارين می نويسين.موفق باشين

حسام (ايران عشق)

.(>''''''''''''<)..(>''''''''<)- ...(=* : *=)......(=' : '=)- =(,,,)==(,,)==(..)=(,,)-- سلام سلام وبلاگت واقعا زیباست. خوشحالم که تو نستم این مطالب زیبا رو بخونم همیشه بهتر و بهتر بشه وبلاگت. به وبکده خودتم یه سر بزن. منتظرته. موفق و سر بلند باشی.

سيمرغ

سلام مطلب قشنگی بود فاطمه خانم ماه رمضان بخصوص شب های قدر ايام آرامشه نمی دونم متوجه شدی يا نه اما آدما يکيشون خود من بعد از اين ايام خيلی آروم ميشم احساس سبکی ميکنم زياد حرف زدم شرمنده منم يه نصفه وبلاگی دارم اگه بهمن سر بزنی منون ميشم موفق باشی بای

کيا

سلام فاطمه سادات عزيز ..خوبی خانم ...شروع کارت رو تبريک ميگم .... اميدوارم هميشه از شاديات بنويسی ..نماز روزهات هم قبول ....فعلا