مممم

خب من شعر ميگفتم......ميدونم از کی شروع شد.....

هميشه دلم ميخواست شاعر بشم!احساس ميکردم شاعرا غير عادی ان.....

فرق دارن با بقيه...منم که عشق فرق داشتن!....

اول از همه هم واسه خودش خوندم...آخه واسه اون بود.....اما......

خب حق داشت از دستم ناراحت بود.....اما هيچ وقت نفهميدم چرا......

گذشت.......کی بود ميگفت : زندگی پر از گذره......

از وقتی فهميدم از شعرام خوشش مياد خيلی چيزا عوض شده بود......

همه اش دلم ميخواست شعر بگم و بدم بهش بخونه.......

کی ميگفت خدا انسان رو واسه اين خلق کرد که تحسينش کنند......

فتبارک الله احسن الخالقين.....

بازم گذشت......

بازم نفهميدم چرا....

بازم نفهميدم چرا.......

خيلی وقته ديگه شعری نيست......

زندگی پر از گذره......

کاش بخونی ........

/ 59 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
sayeh

بازم نفهميدی چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

رضوان

سلام و عرض ادب . زیبا می نویسید و خواندنی ... //// لطفا يه سری به وبلاگم بزنيد تا ببينيم از دست شما چه کار و کمکی بر مياد . ///// اگه صلاح دونستيد از دوستان و بازديد کنندگان وبلاگتون هم بخواين که يه سری به وبلاگم بزنن تا از کمک اونا هم بهره ببريم .... //// پاينده باشيد .

ع1

چی شده ...؟

axemah

سلام شاعر ... بازم بگو چون حتما می خونه و حتی اگر بروت نياره ولی حتما خوشش مياد .

گل خوشبو

بيگانه جدا دوست جدا ميشکند. موفق باشی. منثظر حظور گرمت هستم.

گل خوشبو

بيگانه جدا دوست جدا ميشکند. موفق باشی. منثظر حظور گرمت هستم

hossein

سلام از مطالبت لذت بردم سربزن

smk

به نام خدای بزرگ با سلام خدمت همکار عزيزم فاطمه خانم؟ اميد وارم که از گذشته بهتر باشی زياد تو خودت نباش بيا بيرون بهتره پيش يکی حضوری درد دل کنی تا خالی شی اميد به خدای روز جزا داشته باش.وبلاگت نه تا آخر ولی يه کمی که خوندم يه جوری دلم برات سوخت ناراحت نشی ازم اين طور رک هستم؟؟؟؟؟؟؟؟ اس ام کا

نازنين زهرا

باشه می خونم !!!!!!