يهو هوس کردم بيام وبلاگ بنويسم

خب حالا چی بنويسم33.gif

خب اول يه عکس که نميدونم چرا اينقدر ازش خوشم اومده!(البته عکس قديميه اما من تازه ديدمش!)

اون خانومه که وسط رديف اوله به اتفاق جميع آرا به عنوان باحال ترين سران کشورها!!! شناخته شد!04.gif

ميدونی با اين وضعيت ديگه وبلاگ نويسی سخت شده!آدم بعد صد سال مياد بنويسه نميدونه از کجا و از چی بنويسه....مخصوصا اينکه خيلی وقته به دوستای وبلاگيش سر نزده و ميدونه خيلی از کامنت ها مال غريبه هاييه که ميان بگن به ما هم سر بزن....

من دوست دارم از خودم بنويسم ...از کارايی که دارم....از دوستام...از فکرا و عقايدم.....اما وقتی اينقدر بينش فاصله ميفته ديگه نميشه....

وای الان يه خبر بد به اينجا رسيد...يه هواپيما خورده به يه ساختمون ۹ طبقه.....فکرشو بکن ساختمونه تو شهرکی بوده که پرسنل نيروی هوايی اونجا زندگی می کردن......تازه امروز به خاطر آلودگی مدرسه ها تعطيل بوده و بچه ها خونه بودن.....وايييييييييييييييی17.gif

(هی که مينويسم هی يادم مياد!!!!)از هفته ی پيش که رييس دانشگامون عوض شد کلی شلوغ شده.....البته نه کلی ها!همون روز معارفه رييس جديد و يه هفته بعدش که ديروز و امروز باشه!اين دو روزه ميگفتن کلاسا رو تعطيل کنيم به نشانه ی اعتراض..که البته ديروز موفقيت آميز تر بود!

من که فک ميکنم ملت بيشتر به خاطر کوييزا و امتحاناشون کلاسا رو کنسل کردن...تازه تلاش دانشجويان معترض در تعطيل کردن کلاسا به عواملی چون سال ورودي،گرايش،اخلاق استاد مورد نظر و داشتن کوييز و امتحان ميانترم به شدت وابسته بود!!!!!

اين وسط يکی از استادای منم به خاطر آلودگی هوا نيومد!شانس منه ديگه!آخه کلاسش ۷.۵ صبحه و من برای دومين بار در طول ترم خودمو ۷.۵ رسونده بودم!

آره خلاصه!اما جالب ترين حرفی که شنيدم از يکی از استادامون بود

ميگفت کار آکادميک کنيد نه شلوغ پلوغ!مثلا ببينيد در جاهای ديگه ی دنيا چه جوری رييس دانشگاه انتخاب ميشه و بدی ها و خوبی های هر روش رو در بياريد و نتيجه رو پيشنهاد بديد. و استناد می کرد به آيه ای که ميگه اگه بقيه عدل رو رعايت نکردند دليل نميشه که شما هم رعايت نکنيد!(خيلی نقل به مضمون!!!)

خب ديگه!

اميدوارم در وبلاگ نويسی زرنگ تر شم!

23.gif

 

/ 16 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
fatima

http://tinypic.com/ibi6i1.jpg http://tinypic.com/ibi728.jpg

rosaeidi

سلام.. من حاضرم! حالا بايد شيشه کجا رو بشکونيم؟ بعدش که مشهور شديم ميشيم يکی مثل اون بالائیا، تازه باحالتر...!

فاطمه

می خوای بری جلو... بری پیشش... میگی لبیک... هی میری جلوتر ... هی انگار دورتر میشه... هی میری جلوتر...هی دورتر میشه...میگی لبیک... میگی لبیک... میگی لبیک...انگار میگه: لا لبیک... میگه :اگه به من میگی لبیک پس چرا...؟؟؟... عین اون بچهه که مادرش اون قدر ازش عصبانیه که بهش پشت می کنه و میره... بهش میگه که دیگه حق نداری دنبالم بیای ، دیگه بهم نگه مامان... حالا هم مامانه از ته دلش خبر داره هم بچهه میدونه که... اما بچه سرد میشه... یخ میکنه...میترسه... بغض میکنه... هی میره دنبال مادره... مامان هی پسش میزنه ...هر چی التماس می کنه، محلش نمیگذاره... آخر سر بچهه گریه کنان....التماس کنان میگه : مامان غلط کردم...مامان توروخدا...مامان تورو خدااااا.... یه دفعه انگار مادره... خدایا من تو رو به کی قسم بدم؟...خدایا...خدایا...خدایاااااااااا... خدایا اگه تو محلم نگذاری، من دیگه حتی مجال التماس هم ندارم...در جا میمیرم..میمیرم...میمیرم...

.darya

بهار كردن دلها چه كار دشواري است.و عمر شوق چه كوتا است بين ادمها.....ٍ/سمت دريا هم بيا

hoda

آره به نظر منم باحال ترين سران کشور هاست :دی ميتونی بنويسی... از هر چی دلت بخواد... کاری نداره !

فاطمه

يلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا...

ع2

سلام عليکم و رحمه الله و برکاته...

رضوان

سلام و ارادت . خداييش دلتون مياد به ما سری نزنيد . اونم تو خونه ی جديد . (صهبای رضوان ). رو اين آدرس جديدی که این پایین براتون نوشتم کليک کنيد تا درش به روتون واشه . حق نگهدارتون .

فاطمه

عیدت مبارک...